ویرجیل ویدریش سینمای تجربی از ناخودآگاه سرچشمه می گیرد

ویرجیل ویدریش سینمای تجربی از ناخودآگاه سرچشمه می گیرد
اخبار اخبار انجمن
۲۱ آبان ۱۳۹۷

نشست «سینمای تجربی معاصر» از سلسله نشست های تخصصی «۳۵-۲۰» با حضور احمد الستی و ویرجیل ویدریش کارگردان و فیلمنامه نویس نام آشنای اتریشی برگزار شد.

 

به گزارش ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، نشست «سینمای تجربی معاصر» از سلسله نشست های تخصصی «۳۵-۲۰» با حضور احمد الستی و ویرجیل ویدریش کارگردان و فیلمنامه نویس نام آشنای اتریشی با نمایش فیلم های تجربه گرا برگزار شد.
در ابتدای این نشست احمد الستی از ویرجیل ویدریش سوالی بر این مبنا مطرح کرد که چگونه و چطور به موقعیت فیلمسازی فعلی اش رسیده است و ویدریش نیز پاسخ داد: من سه زندگی متفاوت در کمپانی فیلمسازی، تهیه کنندگی هنری چندرسانه ای و استادی دانشگاه اتریش دارم و چند دانشجوی خوب ایرانی هم در کلاس هایم حضور دارند.
ویدریش در توضیح مفهوم تجربه گرایی عنوان کرد: بعد از جنگ جهانی دوم فیلمسازانی بودند که می خواستند خارج از فضای تبلیغاتی فیلم بسازند و پول و بودجه زیادی نداشتند و به همین دلیل تصمیم گرفتند سبک فیلمسازی جدیدی را شروع کنند. خیلی از فیلم هایی که در آن دهه ساخته شد، خارج از فضای جنگ بود، چون نمی خواستند در این رابطه فیلم بسازند.
این کارگردان اتریشی افزود: تا آن زمان فیلم ها از بطن خودآگاهی می آمد و سبکی را شروع کردند که از رویاهای ناخودآگاه می آمد و طبعا قواعد در رویا متفاوت است و زمان و فضا در هم ریخته می شود و مقدار زیادی نمادپردازی داریم و قصه ها به شکل عادی روایت نمی شوند.
ویدریش با اشاره به مارتین آرنولد فیلمساز تجربه گرا توضیح داد: مارتین آرنولد از اواخر دهه ۸۰ شروع به فیلمسازی کرد. او از فیلم های قدیمی هالیوود به شیوه دیگری استفاده می کرد و همه دنبال سبک فیلمسازی او بودند. به عبارتی؛ او یک قسمت از فیلم هالیوودی را در می آورد و از این راه وجه جدیدی از آن ها کشف می شد.
پس از پخش قسمت هایی از فیلم، ویدریش درباره آن تشریح کرد: ایده اولیه این فیلم مثل یک رقص است که بسط داده می شود و هیچکس تا به حال چنین فیلمی ندیده و حرکاتی را دیدند که قبلا ندیدند. حرکات دست و سر در این فیلم نشان می دهد که قدرت دست مرد است یا زن.
پس از آن بخش هایی از فیلم کوتاه ویدریش با نام های «رنگ می تواند رویاپردازی کند» و «هیولایی در سالزبورگ» که در ۱۲ سالگی ساخته بود، نمایش داده شد و ویدریش گفت: خیلی به تاریخ سینما و تکنولوژی علاقه داشتم و تمام کارهایی که انجام دادم بدون پول و امکانات انجام دادم.
پس از آن فیلم ۱۴ دقیقه ای و شناخته شده «fast filme» به طور کامل نمایش داده شد و احمد الستی سوالاتی در این رابطه با این فیلم از ویدریش پرسید.
«fast filme» فیلمی است که در آن از تمام تاریخ سینما به صورت تکه تکه و عکس های به هم پیوسته استفاده شده است و قصه زنی را نشان می دهد که دزدیده شده و در نهایت یک ابر قهرمان او را نجات می دهد.
ویدریش درباره این فیلم و شناخت خود از فیلم های سینما توضیح داد: سینمای آسیا را چندان نمی شناسم، اما به هالیوود مسلط هستم و صداهای این فیلم مربوط به همه فیلم های تاریخ سینماست. در این فیلم گاهی به صورت همزمان ۳۰ فیلم می بینید و یک تست زدم و شروع به تحقیق کردم. این فیلم به گونه ای است که نمی توانیم صحنه های بعد را حدس بزنیم، چون به طور همزمان فیلم های زیادی می بینید و می توانید آن را به طور همزمان تدوین کنید.
او با تأیید پست مدرن بودن فیلم بیان کرد: این فیلم با توجه اینکه چندگانه و متا مووی است، می تواند پست مدرن باشد. من از خشونت فراری ام و این فیلم به صورتی طراحی شده است که انگار موشک، یک اسباب بازی است. ویرجیل ویدریش
سینمای تجربی از ناخودآگاه سرچشمه می گیرد
نشست «سینمای تجربی معاصر» از سلسله نشست های تخصصی «۳۵-۲۰» با حضور احمد الستی و ویرجیل ویدریش کارگردان و فیلمنامه نویس نام آشنای اتریشی برگزار شد.
به گزارش ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، نشست «سینمای تجربی معاصر» از سلسله نشست های تخصصی «۳۵-۲۰» با حضور احمد الستی و ویرجیل ویدریش کارگردان و فیلمنامه نویس نام آشنای اتریشی با نمایش فیلم های تجربه گرا برگزار شد.
در ابتدای این نشست احمد الستی از ویرجیل ویدریش سوالی بر این مبنا مطرح کرد که چگونه و چطور به موقعیت فیلمسازی فعلی اش رسیده است و ویدریش نیز پاسخ داد: من سه زندگی متفاوت در کمپانی فیلمسازی، تهیه کنندگی هنری چندرسانه ای و استادی دانشگاه اتریش دارم و چند دانشجوی خوب ایرانی هم در کلاس هایم حضور دارند.
ویدریش در توضیح مفهوم تجربه گرایی عنوان کرد: بعد از جنگ جهانی دوم فیلمسازانی بودند که می خواستند خارج از فضای تبلیغاتی فیلم بسازند و پول و بودجه زیادی نداشتند و به همین دلیل تصمیم گرفتند سبک فیلمسازی جدیدی را شروع کنند. خیلی از فیلم هایی که در آن دهه ساخته شد، خارج از فضای جنگ بود، چون نمی خواستند در این رابطه فیلم بسازند.
این کارگردان اتریشی افزود: تا آن زمان فیلم ها از بطن خودآگاهی می آمد و سبکی را شروع کردند که از رویاهای ناخودآگاه می آمد و طبعا قواعد در رویا متفاوت است و زمان و فضا در هم ریخته می شود و مقدار زیادی نمادپردازی داریم و قصه ها به شکل عادی روایت نمی شوند.
ویدریش با اشاره به مارتین آرنولد فیلمساز تجربه گرا توضیح داد: مارتین آرنولد از اواخر دهه ۸۰ شروع به فیلمسازی کرد. او از فیلم های قدیمی هالیوود به شیوه دیگری استفاده می کرد و همه دنبال سبک فیلمسازی او بودند. به عبارتی؛ او یک قسمت از فیلم هالیوودی را در می آورد و از این راه وجه جدیدی از آن ها کشف می شد.
پس از پخش قسمت هایی از فیلم، ویدریش درباره آن تشریح کرد: ایده اولیه این فیلم مثل یک رقص است که بسط داده می شود و هیچکس تا به حال چنین فیلمی ندیده و حرکاتی را دیدند که قبلا ندیدند. حرکات دست و سر در این فیلم نشان می دهد که قدرت دست مرد است یا زن.
پس از آن بخش هایی از فیلم کوتاه ویدریش با نام های «رنگ می تواند رویاپردازی کند» و «هیولایی در سالزبورگ» که در ۱۲ سالگی ساخته بود، نمایش داده شد و ویدریش گفت: خیلی به تاریخ سینما و تکنولوژی علاقه داشتم و تمام کارهایی که انجام دادم بدون پول و امکانات انجام دادم.
پس از آن فیلم ۱۴ دقیقه ای و شناخته شده «fast filme» به طور کامل نمایش داده شد و احمد الستی سوالاتی در این رابطه با این فیلم از ویدریش پرسید.
«fast filme» فیلمی است که در آن از تمام تاریخ سینما به صورت تکه تکه و عکس های به هم پیوسته استفاده شده است و قصه زنی را نشان می دهد که دزدیده شده و در نهایت یک ابر قهرمان او را نجات می دهد.
ویدریش درباره این فیلم و شناخت خود از فیلم های سینما توضیح داد: سینمای آسیا را چندان نمی شناسم، اما به هالیوود مسلط هستم و صداهای این فیلم مربوط به همه فیلم های تاریخ سینماست. در این فیلم گاهی به صورت همزمان ۳۰ فیلم می بینید و یک تست زدم و شروع به تحقیق کردم. این فیلم به گونه ای است که نمی توانیم صحنه های بعد را حدس بزنیم، چون به طور همزمان فیلم های زیادی می بینید و می توانید آن را به طور همزمان تدوین کنید.
او با تأیید پست مدرن بودن فیلم بیان کرد: این فیلم با توجه اینکه چندگانه و متا مووی است، می تواند پست مدرن باشد. من از خشونت فراری ام و این فیلم به صورتی طراحی شده است که انگار موشک، یک اسباب بازی است. 

نظرات کاربران

*
*
*