سعید عقیقی در نشست « مینیمالیسم در سینما» مطرح کرد: فیلمنامه مینیمالیستی حاوی یک خط مشخص داستانی بدون پیچ و خم های رایج است

سعید عقیقی در نشست « مینیمالیسم در سینما» مطرح کرد: فیلمنامه مینیمالیستی حاوی یک خط مشخص داستانی بدون پیچ و خم های رایج است
اخبار اخبار انجمن
۱۹ آبان ۱۳۹۷

نشست تخصصی «مینیمالیسم در سینما» در دومین روز سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران با حضور سعید عقیقی و احمد الستی برگزار شد.

به گزارش ستاد خبری سی و پنجمین جشنواره فیلم کوتاه تهران، در ادامه سلسله نشست های تخصصی جشنواره فیلم کوتاه تهران، موضوع «مینیمالیسم در سینما» با صحبت های سعید عقیقی بررسی شد.
در ابتدای این نشست سعید عقیقی درباره تفاوت مفهوم مینیمالیسم در سینما و هنرهای دیگر گفت: فیلم ها در سینما گرایش صنعتی دارد که با گرایش هنری در نقاشی و معماری متفاوت است. گرایش صنعتی در نیمه اول قرن بیستم ما را به این سمت سوق می دهد که از مجموعه ای از قواعد پیروی می کند. شرایطی که سینما به عنوان یک صنعت به وجود می آورد با شرایطی نقاشی به عنوان هنر دیگر به وجود می آورد، متفاوت است. در سیستم صنعتی سرنوشت فیلم ها با سرنوشت زندگی خیلی از آدم ها گره می خورد و در نتیجه راهکارهایی که شما در سینمای مینیمالیسم دنبال می کنید وابسته به اقتصاد و فرهنگ است.
نویسنده کتاب «نقد سینمای ایران» ادامه داد: در نقاشی و معماری، مینیمالیسم وابسته به شخص است، اما در سینما خود را به شیوه ای نشان داد که بتواند به تمام مراحل فیلم تسلط پیدا کند و هیچ تهیه کننده ای حاضر نبود سرمایه خود را به خطر بیندازد و با حجم قابل توجهی از انتظارات کنار بیاید. مینیمالیسم در سینما با مفهوم کنترل هنر از یک سو و اقتصاد محدود از سوی دیگر ارتباط برقرار می کند.
او افزود: طی سه دوره معین از اواخر یا نیمه دهه ۱۹۵۰ گرایش هایی درباره جریان های مینیمالیستی را به صورت گسترده داریم؛ یعنی یک گرایش موج نو داریم که به فرانسه بر می گردد و همزمان در آمریکا فیلمسازی مانند جان کاساوتیس داریم که نقش پدر معنوی مینیمالیسم ها را بازی می کند.
عقیقی درباره چهار گرایش مشخص در بحث مینیمالیسم در فیلم های کاساوتیس توضیح داد: تسلط فیلمساز، عدم استفاده از ستاره ها، بردن دوربین به مکان های واقعی و ایجاد موقعیتی کاملا متمایز نسبت به فرم های داستانگویی کلاسیک که امروز به آن خرده پیرنگ می گوییم، از جمله گرایش های فیلم های کاساوتیس است.
او ادامه داد: گرایش دوم از اوایل دهه ۱۹۸۰ شروع می شود و با توجه به تجربیاتی که فیلمسازان نسل قبل داشتند، خیلی تحت تأثیر سینمای صنعتی بودند و خیلی سریع وارد جریان اصلی شدند و جرج لوکاس و اسپیلبرگ جزو آن ها بودند.
عقیقی با اشاره به اینکه از ۱۹۸۰ جیم جارموش شروع کننده یک جریان تازه در سینمای مستقل آمریکا بود، افزود: او معتقد است که امروز چیزی به عنوان فیلم مستقل وجود ندارد و شما همواره به پول خود و آنچه در بانک دارید، وابسته هستید.
این منتقد ادامه داد: جارموش ایده وابستگی به سرمایه را تبدیل به یک موضوع ثانوی کرد و از آن کمک گرفت و دستاورد این سه دهه در دهه ۹۰ تبدیل به شعار فیلمسازان این جریان شد و آن این بود: «فیلمی۲۰۰ هزار دلاری بسازید که ۲ میلیون دلاری به نظر برسد.» وقتی فیلم ها با بودجه کم به موفقیت می رسند؛ یعنی با یک فروش متوسط به سود سرشاری می رسند. فیلم برادران کوئن نیز با سرمایه ای حدود ۹میلیون دلار ساخته شد که ۴۳ میلیون دلار فروش کرد و بعد سینما به مینیمالیسم فرصت بزرگی داد.
در ادامه این جلسه احمد الستی با بیان اینکه ما هنوز تأثیری ریشه دار از مینیمالیسم را در سینما، موسیقی و معماری داریم، سوالی را با توجه به کتاب «slow cinema» بر این مبنا مطرح کرد که آیا می توانیم حداکثر و حداقلی برای سینمای مینیمالیسم قائل شویم؟
عقیقی پاسخ داد: بینندگان فیلم در سراسر دنیا بر مبنای آنچه باورشان را تبدیل به ارزش می کند، سعی می کنند تا حدی مفاهیم تئوریک را دستکاری یا مصادره به مطلوب کنند. اگر شما راهکاری برای گزینش ارزش ها توسط مخاطب طراحی کنید، می توانید مبانی نظری را مخدوش کنید.
این منتقد یادآوری کرد: بخشی از پروژه اندی وارهول نزدیک کردن بینندگان به مکث کردن روی اندیشه های واپس زده خودش است.
او درباره استراتژی های مینیمالیسم در سینما توضیح داد: سینما استراتژی روایتی مینیمالیستی را به عنوان یک ماهیت اولیه در نظر می گیرد؛ یعنی بنیان های استراتژی فیلم های مینیمالیستی ما را به سمت خرده پیرنگ می برد.
عقیقی در رابطه با اینکه مینیمالیسم در سینما متکی بر چه تکنیک هایی است، عنوان کرد: در روزگار ما بخش های عمده فرهنگ مینیمالیسم تولید می شود و شاید تنها گرایشی است که در سینما ادامه دارد و این در حالی است که مکاتب دیگر مانند اکسپرسیونیست را در تولید سینمایی کمتر می بینیم.
او خاطرنشان کرد: دستاوردهای مینیمالیستی بینندگان را متوجه نوعی از امکانات کرد و آن هم داشتن ابزاری است که بتوان با حداقل ها اثر هنری خلق کرد و این حاوی بنیان های فکری است که به تسهیل خلق آثار کمک می کند.
عقیقی درباره مؤلفه های فیلمنامه مینیمالیستی نیز توضیح داد: فیلمنامه مینیمالیسم حاوی یک خط مشخص داستانی بدون پیچ و خم های رایج است. فیلمنامه مینیمالیستی بر اساس یک وضعیت محدود، اما عمیق ساخته می شود و به تدریج از راه فیلمنامه مینیمالیستی متوجه نکاتی می شویم؛ اول اینکه پیچ و خم های داستان از بیرون به درون متمایل شده است.
او با بیان اینکه دو نوع خط در فیلمنامه های مینیمالیستی داریم، افزود: اولین خط، خط کنش است و این خط در فیلمنامه های مینیمالیستی حداقل حرکت را دارد. دومین مؤلفه خط هویت است که مربوط به ویژگی شخصیت پردازانه و ارتباطی شخصیت هاست. بنابراین، این خط هویت، تبدیل به خطی عمیق می شود وخط کنش باریک است و ممکن است در حد ورود و خروج یک شخصیت از کادر باشد.
او درباره ویژگی اصلی فیلم های مینیمالیستی بیان کرد: در فیلم های مینیمالیستی کمپوزسیون، ثابت و میزانسن ها گاه ثابت و گاه متحرک است و یکی از بهترین نمونه های فیلم های مینیمالیستی ایرانی را فیلم های شهید سهراب شهید ثالث دانست. وقتی از بهره گیری از مینیمالیسم صحبت می کنیم همزمان درباره متناسب شدن ریتم شخصیت های اصلی نیز صحبت می کنیم و به طور عمده موضوع این نوع فیلم ها ملالت های یک زندگی روزمره و مدرن است.

نظرات کاربران

*
*
*