یادداشت هادی علی‌پناه درباره کتاب «حرفی از جنس زمان» به‌کوشش مهدی فرودگاهی

یادداشت هادی علی‌پناه درباره کتاب «حرفی از جنس زمان» به‌کوشش مهدی فرودگاهی
یادداشت
۳۱ شهریور ۱۳۹۹

کتاب «حرفی از جنس زمان، مجموعه فیلم‌نامه‌های کوتاه و گفت‌وگو با یازده فیلم‌ساز نسل جدید سینمای نوین ایران»

 

 
 یادداشتی از هادی علی‌پناه
 
عنوان: حرفی از جنس زمان، مجموعه فیلم‌نامه‌های کوتاه و گفت‌وگو با یازده فیلم‌ساز نسل جدید سینمای نوین ایران
به کوشش مهدی فرودگاهی
 ناشر: انجمن سینمای جوانان ایران / ۱۳۸۵ / ۲۹۸ صفحه
    

 

کتاب «حرفی از جنس زمان»، به‌کوشش مهدی فرودگاهی، مجموعه فیلم‌نامه‌های کوتاه و گفت‌وگو با یازده فیلم‌ساز نسل جدید سیمای ایران است. با توجه به زمان انتشار کتاب، سال۱۳۸۴، مشخصا فیلم‌سازانی برای مصاحبه انتخاب شده‌اند که بعد از موفق یا نسبتا موفق طی‌کردن مرحله ساخت فیلم کوتاه و آموختن قواعد سینما، نخستین فیلم بلند خود را کارگردانی کرده‌اند یا در آستانه ساخت آن‌اند. بعد از حدود شانزده سالی که از انتشار کتاب می‌گذرد، وقتی به نام فیلم‌سازان این کتاب نگاه می‌کنیم (مهرداد اسکویی، محسن امیریوسفی، علیرضا امینی، بهرام توکلی، مهدی جعفری، محمد شیروانی، علی‌محمد قاسمی، بهمن قبادی، رهبر قنبری، وحید موساییان و بیژن میرباقری)، ورای کیفیت کارنامه فعالیت‌های بعدی‌شان، به انتخاب درست و فکرشده فرودگاهی برای گزینش این فیلم‌سازها پی می‌بریم. اتفاقی که متأسفانه در کتاب «بلندای فیلم کوتاه»، نوشته مهدی بوستانی شهربابکی، خلأ آن آشکار است. به‌راحتی می‌توان گفت مهدی فرودگاهی همه آن کارهایی را کرده که بوستانی از انجام آن غافل بوده است. درواقع این فیلم‌سازان، به‌نسبت فرآیندی که طی کرده‌اند، نمونه‌های خوبی برای گزینش و توضیح‌اند. توضیحی که به‌واسطه ذات کتاب، در قالب گفت‌وگو و انتشار یکی از فیلم‌نامه‌های کوتاه این فیلم‌سازان صورت گرفته است.

 

مصاحبه‌ها

در بررسی روندی که برای طراحی سؤال‌ها و هدایت مصاحبه‌ها انتخاب شده است، به یک سری سؤال‌های کلی خواهیم رسید که به‌نوعی هم بازتاب‌دهنده دیدگاه فیلم‌ساز در مواجهه‌اش با سینما به‌عنوان یک هنر و نیز حرفه‌ است و هم مسیری درست برای تشریح وضعیت و روندی است که این فیلم‌سازان طی کرده و درون آن پرورش یافته‌اند. حتی نکته جالب‌تر این‌جاست که مصاحبه‌ها اجازه می‌دهند ویژگی‌های شخصیتی و انتخاب‌های حرفه‌ای فیلم‌سازان نمود بارزی داشته باشند تا خواننده امکان ارزیابی بیابد.

تمامی مصاحبه‌ها با سؤالی در این مورد شروع می‌شوند که فیلم‌ساز موضوعات فیلم خود را از کجا و در چه روندی پیدا می‌کند. سؤالی کلیدی برای شروع بحث که خود مسیر ادامه گفت‌وگو را با توجه به ویژگی‌های موردتوجه مصاحبه‌شونده تا حد زیادی مشخص می‌کند. هر چند ذکر این نکته لازم است که فرودگاهی، با توجه به شناختی که از فیلم‌سازان و فیلم‌ها دارد، به‌نوعی از ابتدا مسیر گفت‌وگو را طراحی کرده و خود همین مسئله از شکل طرح این سؤال به اَشکال مختلف برای هر یک از فیلم‌سازان به‌خوبی مشخص است. بااین‌حال، انعطاف‌پذیری کامل فرودگاهی در جریان مصاحبه نیز عنصری است که روند طراحی‌شده را پویاتر و کامل‌تر می‌کند. بعد از گذشت شانزده سال، خواندن جواب‌های یازده فیلم‌ساز به یک سؤال واحد تصویر جذابی از نحوه و انواع مواجهه فیلم‌ساز با مسئله، چرایی انتخاب‌ها و درنهایت (خصوصا با توجه به زمانی که سپری شده و این‌که حالا ما حاصل کار این فیلم‌سازان را نیز می‌دانیم) حاصل این انتخاب‌ها را برای خواننده ارائه می‌دهد.

در ادامه، فرودگاهی سؤال‌های کلیدیِ دیگری دارد که در تمامی مصاحبه‌ها تکرار می‌شوند، ولی به همان نسبت با توجه به ویژگی‌های هر فیلم‌ساز و پاسخ‌هایشان مسیر گفت‌وگو به‌نوعی تغییر می‌کند که ویژگی‌های کاری هر شخص به امکانی برای شکافتن موضوعات متنوع در سینما و مشخصا فیلم کوتاه منجر شود. از این رو، توجه به عناصر مستند در کار یک فیلم‌ساز، ویژگی‌های بومی و فرهنگی در کار فیلم‌ساز دیگر یا چرایی توجه بیشتر به شخصیت‌پردازی در کار دیگری و موارد متنوع دیگر جذابیت و کاربردی‌بودن لازم را به شالوده کلی کتاب می‌افزاید.

بااین‌حال، فرودگاهی مصاحبه‌گر منفعلی هم هست. او، همان‌طور که ذکر شد، با اتکا به شناخت خود از ویژگی‌های هر فیلم‌ساز مسیر درستی برای گفت‌وگوها طراحی کرده است؛ اما تقریبا در همین‌جا متوقف می‌شود و ضلع دوم یک مصاحبه ایدئال را خالی باقی می‌گذارد. او تقریبا هیچ‌گاه ماهیت و محتوای پاسخ فیلم‌سازها را به چالش نمی‌کشد. از این رو، برخی از مصاحبه‌ها به‌دلیلِ انگاره‌ی غلط یا دانش اندک مصاحبه‌شونده عملا چندان قابل‌استناد نیستند. مشخصا مصاحبه علی‌رضا امینی، به‌دلیل اشاره اشتباهش به تعریف سینمای تجربی یا توجیه سوء‌استفاده اخلاقی از سوژه فیلم مستند برای ایجاد جذابیت جعلی، هیچ واکنشی از سوی مصاحبه‌گر برنمی‌انگیزد و فیلم‌ساز عملا هر چه را دلش می‌خواهد و احتمالا درست می‌داند بیان می‌کند. همین مسئله به اشکال دیگر در مصاحبه بهرام توکلی، محمد شیروانی یا بهمن قبادی نیز به‌خوبی مشهود است. این موضوع بدون شک، و خصوصا با گذر زمان، بخشی از کیفیت کتاب را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. شاید بروز چنین مسئله‌ای را بشود به اقتضای شرایط زمانی نسبت داد و خب همین‌جاست که آیرونی نام‌گذاری کتاب («حرفی از جنس زمان») خودش را به‌رخ می‌کشد.

بااین‌همه خواننده باهوش می‌تواند از همین مسئله به نفع خود استفاده کند و با ارزیابی درست گفت‌وگوها، سهم خود را از موضوع بردارد و تصویر بهتری از شرایط فیلم‌سازی در دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد داشته باشد. در کنار این مسئله، مصاحبه‌های مهرداد اسکویی، محسن امیریوسفی، مهدی جعفری و وحید موساییان حاوی نکات جذاب و کاربردی بسیاری‌اند که می‌شود خواندن آن‌ها را به هر فیلم‌ساز جوانی توصیه کرد.

 

فیلم‌نامه‌ها

انتشار نسخه کامل فیلم‌نامه در کنار مصاحبه‌ها امکان بررسی یک نمونه کار برای خواننده کتاب را فراهم کرده است؛ اما فرودگاهی استفاده بهتری هم از آن می‌کند: محوریت مصاحبه‌ها بر اساس فیلمی شکل گرفته که حداقل امکان خواندن فیلم‌نامه آن برای خواننده فراهم است و طبعا به درک و ارزیابی بهتر مسائل مطرح‌شده منجر می‌شود.

متأسفانه به‌دلیل اوضاع آشفته آرشیو و تحقیق در عرصه فیلم کوتاه ایران، با وجود صاحب‌نام‌بودن تمامی مصاحبه‌شوندگان، امکان دیدن فیلم‌ها برای مخاطبان فعلی کتاب میسر نیست که امیدوارم روزی این نقص بزرگ رفع شود. به همان نسبت که خواندن این فیلم‌نامه‌ها و مصاحبه‌ها تصویر خوبی از شرایط، آسیب‌ها و ویژگی‌های فیلم کوتاه در برهه زمانی بیش از یک دهه قبل را به‌دست می‌دهد، در شرایطی که اگر امکان دیدن فیلم‌های کوتاه تاریخ سینمای ایران حداقل برای علاقه‌مندان، هنرجویان و محققین فراهم می‌بود، می‌شد حتی برخی از مشکلات و آسیب‌های شرایط کنونی را بهتر درک و ریشه‌یابی کرد. اگر مطالعه فقط یازده مصاحبه و فیلم‌نامه چنین امکانی ایجاد می‌کند، می‌توان متصور بود که در‌دسترس‌بودن فیلم‌ها، تاریخ و اسناد چه‌قدر می‌توانست کاربردی و راهگشا باشد.

 

جمع‌بندی

«حرفی از جنس زمان» به‌خوبی می‌تواند یکی از کتاب‌هایی باشد که در اختیار تازه‌واردین به عرصه فیلم کوتاه قرار بگیرد. اما متأسفانه به‌دلیل عدم نشر دوباره کتاب از طرفِ ناشر و متولیان آن، می‌توان آن را در زمره کتاب‌های نایاب قرار داد. حتی می‌شد در بازه‌های زمانی مشخص نسخه‌های به‌روز‌‌شده آن را منتشر کرد تا آن‌چه امروز از آن یازده فیلم‌ساز برای ما مانده از سوی فیلم‌سازان نسل بعد نیز برای فیلم‌سازان آینده بماند. اما زمانی که بی‌توجهی مدیران و متولیان این حوزه به انتشار کتاب‌های کاربردی و تخصصی، تعداد کتاب‌های منتشرشده در حوزه فیلم کوتاه را به‌زحمت به ده عنوان می‌رساند، شاید انتشار نسخه‌های به‌روز‌شده کتابی که امروز به‌سختی قابل‌یافتن است قدری زیاده‌خواهی به‌نظر برسد!

 

 

نظرات کاربران

*
*
*